راستش خیلی ساله حوصله هفت سین وعید و کاراشو ندارم ، حقیقتش نه دل دماغشو دارم نه پولشو ، آدم تنها عید واسه چیشه آخه؟ فقط دیروز خیلی دلم گل میخواست رفتم چند شاخه گل بگیرم برای دل خودم روحیم عوض شه ، قیمتارو دیدم گفتم ولش کن واجب تر از گل زیاد دارم ،لباس اینا که دیگه قیمتا رو نمیشه حرفشو زد، فعلا با همون قدیمی ها سر میکنم هنوز خوبن.حالا بماند که خیلی مردم برای خرید بیرون نیستند بیشتر میان نگاه میکنن.اومدم بجای گل برای درد پاهام که امونمو بریده دارو گرفتم اونم نتونستم بسته کامل بگیرم دو ورق گرفتم
برچسب:
نویسنده: آوا حیدریان
گریزون شدم از آدمها از حرف زدن با کسی، انگار دنیای من با مردم خیلی متفاوته و من حوصله توضیح دادن هیچی رو ندارم ، این روزها گوشه گیر و کم حرف ترینم فکر اینکه هرچی بدویی خرج شیکمت رو درنمیاری چه برسه به پس انداز یا حتی برای دلخوشی خودت کاری بکنی چیزی بخری، چند روز پیش موهامو خودم قیچی زدم درسته بلد نبودم و خوشگل نشدم ولی مجبورم از خیلی چیزا بگذرم و پولشو بزنم به یه زخم دیگه. چه زندگی پر از حسرتی داشتیم ما ، اینکه با خیال راحت آخر هفته تو بری رستوران و غذای مورد علاقتو بخوری یا بری یه جا برای دل
برچسب:
نویسنده: آوا حیدریان